|
تا حالا سوختن شمع رو دیدی؟ سوختنش ساختنش با جمع رو دیدی؟ جمعی که از بودن شمع سود میبرن اما تا تموم میشه شمع دیگه ای جاش میزارن... تا حالا سوسو زدنش میون جمع آب شدنش کم شدنش یا یه اشک ریختنش رو دیدی؟ سکوتشو!!!...فریاد آه دلش رو شنیدی؟ که بارها به من عاشق خندیدی؟ تارا
آفتاب تیغ کشید... حصار خوش باوری هایم را شکست و فرو ریخت. کاش می دانستم روز های ابری اگر خورشید را به مهمانی بخواند چه نقشه ی شومی دارد آن وقت خورشید را در خانه ام زندانی می کردم حتی اگر تمام روز های زمین ابری می شد... .... -هیچ گاه امید کسی را نا امید نکن... شایداین تنها دارایی او باشد (جکسون براون)
. . . .و باز هم غم به نظر شما یه آدم تا چه حد میتونه. . . . باشه!!!. . . آخه تا چه حد. . . . خداااااااااااا. . . . یه روزگار تا چه حد میتونه سخت بگذره!!!. . . . . . . چرا؟ چرا فقط. . . . . . . ولی خب به درک. . . |
About![]()
....باز هم شب شد و تنهایی مثل همیشه سهم من است.... Archives4/21/2009 - 5/21/20093/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 Authorsتاراتارا و طناز آبجی خوشولو جون جونش Links
Boghche |